حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

18

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

طريقت ( راه ) عرفا سير و سلوك روحانى را به سفر تشبيه كرده‌اند . عارفى كه در جستجوى حق ، پاى به جادهء بىافق مىنهد ، خويش را سالك مىخواند ، او ساير الى اللّه است كه پيوسته در سير بين مبدأ و منتهاست . سالك راه حق ، سير خود را با ترك دنيا آغاز مىكند و سفر را با ذكر پيوسته و توجه به مبدأ و تبتّل و انزوا و دوام طهارت و وضو و صدق و اخلاص به پايان مىبرد . او در طى راه ، از مقامات كه عارف به واسطهء آداب خاص بدان مىرسد با تحمل سختى و مشقت مىگذرد و به حق ( فناء فى الحق ) مىپيوندد . صوفيان ترتيب عروج باطنى رهروان طريقت را ، شامل هفت منزل يا مقام مىدانند : توبه ، ورع ، زهد ، فقر ، صبر ، توكل و رضا . پس از آن عارف ، احوال را تجربه مىكند كه عدد آن ده حال است : مراقبه ، قرب ، محبت ، خوف ، رجاء ، شوق ، انس ، طمأنينه ، مشاهده و يقين . عارف براى نيل به هر مقام با مجاهده و كوشش نفس خود را پاك مىسازد و با ورود به حال كه از سوى حق به دل سالك فرود مىآيد و موجب مىشود كه رهرو به تدريج بر اثر آمد و شد آن حال از مقام فروتر به مقام فراتر راه يابد ، طى طريق مىكند . سالك در سير روحانى پيوستهء خويش به مراحل فراتر كه صوفيه آن را معرفت و حقيقت مىخوانند ، دست مىيابد تا به آنجا كه عارف مىشود . در مشرب عرفانى حلاج ، عارف در جستجوى خدا به همه چيز و همه كس بىاعتنا مىشود و تنها به او توجه دارد . طريق حق ، يعنى راهى كه سالك از هر خواست نفس اجتناب مىكند : خدا را از طريق بىاعتنايى به اشياء و نشانه‌ها و به خواست محض مىتوان يافت . « 1 » معرفت در لغت به معنى شناسايى است ، صوفيان به علمى گويند كه مسبوق به فكر باشد و قابل شك نباشد . شبلى گويد :

--> ( 1 ) . طواسين به نقل از عرفان حلاج ، ص 21 .